صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر بیشتر از کمبود ظرفیت تولید، با افزایش هزینهها و مشکلات تأمین انرژی روبهرو بوده است. اکنون افزایش دوباره نرخ گاز مصرفی واحدهای فولادی، فشار بیشتری به زنجیره تولید آهن و فولاد وارد کرده است. نرخ گاز مصرفی صنعت فولاد که در مرداد سال گذشته حدود ۵ هزار و ۷۷۱ تومان به ازای هر مترمکعب بود، امسال به ۱۵ هزار و ۹۴۲ تومان رسیده است. یعنی قیمت گاز در یک سال حدود ۱۷۶ درصد افزایش یافته است.
این افزایش قیمت در شرایطی اتفاق افتاده که فولادسازان با چالشهای دیگری هم مواجه هستند. محدودیتهای انرژی، کاهش تقاضای داخلی، فشارهای صادراتی و دشواری افزایش قیمت محصولات، از مهمترین این مشکلات هستند. به همین دلیل، سؤال اصلی بازار فقط افزایش هزینه تولید نیست. مسئله مهم این است که این هزینههای جدید تا چه حد میتواند روی قیمت محصولاتی مانند میلگرد، تیرآهن، ورق و دیگر محصولات فولادی اثر بگذارد.
فولاد زیر فشار دوگانه؛ جهش ۱۷۶ درصدی نرخ گاز در کنار محدودیت تولید
افزایش نرخ گاز مصرفی واحدهای فولادی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که نقش این حامل انرژی در فرآیند تولید را بررسی کنیم. در واحدهای احیای مستقیم زنجیره فولاد، گاز طبیعی یکی از ارکان اصلی تولید آهن اسفنجی به شمار میرود. به همین دلیل هر تغییر در قیمت گاز، مستقیماً هزینه تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
بررسی روند نرخ گاز نشان میدهد این هزینه در مدت کوتاهی رشد قابلتوجهی داشته است. نرخ گاز از حدود ۱۰ هزار و ۷۷۴ تومان در فروردینماه به ۱۵ هزار و ۹۴۲ تومان در مرداد رسیده است. این رقم در مقایسه با مرداد سال گذشته که حدود ۵ هزار و ۷۷۱ تومان بود، رشد نزدیک به ۱۷۶ درصدی را نشان میدهد.
چالش اصلی برای صنعت فولاد فقط افزایش قیمت گاز نیست، بلکه ترکیب دو فشار همزمان است. از یک طرف هزینه تأمین گاز افزایش یافته و از طرف دیگر محدودیت برق باعث شده بسیاری از واحدها نتوانند با ظرفیت اسمی خود فعالیت کنند. در چنین شرایطی، هزینههای ثابت کارخانه روی حجم کمتری از تولید تقسیم میشود و هزینه تمامشده هر تن فولاد افزایش بیشتری پیدا میکند.
به همین دلیل، فشار هزینهای بیشتر از رقم افزایش گاز خواهد بود. کارخانهای که با ظرفیت پایینتر فعالیت میکند، هزینه بیشتری برای تولید هر تن فولاد پرداخت میکند. این موضوع میتواند حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش دهد و در ادامه، روی عرضه و قیمت محصولات فولادی مانند میلگرد، تیرآهن و ورق اثر بگذارد. در واقع صنعت فولاد اکنون با دو چالش همزمان مواجه است؛ انرژی گرانتر و توان تولید محدودتر. ترکیب این دو عامل میتواند مسیر بازار فولاد را در ماههای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
چرا افزایش هزینه تولید الزاماً به افزایش قیمت فولاد منجر نمیشود؟
در نگاه اول، افزایش ۱۷۶ درصدی نرخ گاز باید به معنای رشد قیمت محصولات فولادی باشد. اما بازار آهن همیشه بهصورت مستقیم به افزایش هزینه تولید واکنش نشان نمیدهد. دلیل اصلی این موضوع، وضعیت عرضه و تقاضا است. اگر بازار مصرف توان پذیرش قیمتهای بالاتر را نداشته باشد، تولیدکننده نمیتواند تمام افزایش هزینه را روی محصول نهایی اعمال کند. در چنین شرایطی، نخستین بخشی که تحت فشار قرار میگیرد، حاشیه سود کارخانهها ست.
به بیان دیگر، افزایش هزینه تولید سه مسیر پیش روی فولادساز قرار میدهد:
- کاهش حاشیه سود برای حفظ مشتری و فروش
- افزایش تدریجی قیمت محصولات
- کاهش تولید در صورت غیر اقتصادی شدن فعالیت
به همین دلیل، اثر افزایش هزینه انرژی همیشه ابتدا در قیمتها دیده نمیشود. گاهی تغییرات بازار از رفتار تولیدکنندگان شروع میشود و بعد به قیمت نهایی محصولات میرسد. بنابراین برای بررسی آینده قیمت فولاد، تنها دنبال کردن قیمت آهن امروز کافی نیست و باید شرایط تولید، میزان عرضه و سیاست فروش کارخانهها را هم در نظر گرفت.
دو سناریوی پیشروی بازار آهن؛ کاهش حاشیه سود و احتمال جهش قیمت
افزایش نرخ گاز و محدودیت تولید باعث شده تحلیل بازار آهن فقط بر اساس ظرفیت کارخانهها امکانپذیر نباشد. ممکن است کارخانهای ظرفیت بالایی داشته باشد، اما هزینههای جدید باعث کاهش تولید اقتصادی آن شود. از طرف دیگر، تولیدکنندگان بهدلیل افزایش هزینهها محتاطتر قیمتگذاری میکنند و خریداران نیز بهدلیل ضعف تقاضا تمایل زیادی به خرید سنگین ندارند؛ در نتیجه بازار میتواند کممعامله باشد، اما کاهش شدید قیمتها نیز دشوار شود. در چنین شرایطی، دو مسیر اصلی پیش روی بازار فولاد قرار دارد:
سناریوی اول؛ کاهش حاشیه سود فولادسازان
اگر محدودیتهای انرژی کنترل شود و کارخانهها بتوانند سطح تولید خود را حفظ کنند، افزایش نرخ گاز بیشتر از آنکه باعث رشد شدید قیمت آهن شود، فشار خود را بر سود تولیدکنندگان نشان خواهد داد. در این وضعیت، کارخانهها برای حفظ بازار و رقابت با سایر عرضهکنندگان، بخشی از افزایش هزینهها را جذب میکنند و قیمت محصولات ممکن است با تأخیر واکنش نشان دهد.
سناریوی دوم؛ افزایش قیمت در نتیجه کاهش عرضه
اما اگر هزینه بالای انرژی ادامه پیدا کند و محدودیت برق نیز بر تولید فشار وارد کند، شرایط میتواند متفاوت شود. کاهش تولید واقعی باعث میشود عرضه محصولات فولادی محدودتر شود و امکان انتقال هزینههای جدید به بازار افزایش پیدا کند. در این سناریو، معمولاً قبل از رشد محسوس قیمتها، نشانههایی مانند کاهش تخفیف کارخانهها، سختتر شدن شرایط فروش، افزایش قیمتهای پیشنهادی و کاهش عرضه برخی محصولات دیده میشود.
چشمانداز بازار آهن پس از رشد نرخ گاز
برای تحلیل آینده بازار آهن نباید فقط قیمت میلگرد، تیرآهن و ورق را دنبال کرد؛ زیرا اثر افزایش نرخ گاز ممکن است ابتدا در رفتار تولیدکنندگان دیده شود. کاهش تخفیفها، محدود شدن عرضه یا تغییر سیاست فروش کارخانهها میتواند نشانههایی باشد که پیش از افزایش قیمت ظاهر میشوند.
اگر کارخانهها با وجود رشد هزینهها بتوانند تولید و عرضه را حفظ کنند، فشار اصلی روی حاشیه سود فولادسازان خواهد بود. اما اگر افزایش نرخ انرژی همراه با کاهش تولید باشد، محدود شدن عرضه میتواند این هزینهها را بهتدریج به قیمت محصولات فولادی منتقل کند. بنابراین عامل تعیینکننده در آینده بازار، فقط نرخ گاز نیست؛ بلکه میزان عرضهای است که با هزینههای جدید همچنان برای تولیدکنندگان اقتصادی باقی میماند.

